My daddy is a liar

قسمت جدیدی رو به موضوعات وبلاگم اضافه کردم؛ نامش «فیلم کوتاه» است.

به مناسبت روز پدر چیزی مناسب‌تر از این فیلم کوتاه نخواندم، نشنیدم و ندیدم! چه چیزی گیرا‌تر از فیلمی که بتواند حس بغضی واقعی را در گلویت پدید آورد؟ این فیلم آورد…

ببینیم My daddy is a liar(پدر من یک دروغ‌گوست)

دریافت
حجم: 10.6 مگابایت

داستان خیلی کوتاه 38

قبلاً سفر در زمان راحت‌تر بود.

Vladimir sterzer - Moaning of a Wounded Heart

وقتی شناختمش گم‌نام بود! الان هم زیاد نمی‌شناسنش. تا چند روز پیش حتی ویکی‌پدیا انگلیسی هم نداشت! اگر از من بپرسن که پیانیست مورد علاقت کیه؟ جواب من نه یانی خواهد بود و نه بتهوون و نه کلایدر من! جواب من بی‌شک ولادیمر سترزر هست.

سبکی کاملا متفاوت، خلاق، جادویی. به هیچ وجه تکراری نیست. سخته میران علاقم رو به آهنگ‌هاش با زبانی جز موسیقی بیان کنم و حروفی که برای بیانش به کار می‌برم قطعاً نت‌های آهنگ‌های خودشن چون هیچ نت دیگه‌ای نمی‌تونی بیانش کنه. فقط یکی دو آهنگ نیست! اکثر موسیقی‌هاش از پیانو‌اش در می‌آیند و در روح من جا می‌گیرند.

موسیقی Moaning of a Wounded Heart(ناله‌ٔ یک قلب مجروح) از Vladimir sterzer. بعد‌ها موسیقی‌های بیشتری از این پیانیست می‌ذارم.

(توصیه می‌شود با هدفون یا هندزفیری گوشش کنید)

دریافت
حجم: 4.79 مگابایت

پ.ن: چندی بعد صفحهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی‌ای که براش ساخته بودم رو پاک کردن، به علت «نداشتن سرشناسی». نداشتن سرشناسی یعنی این که این فرد هنوز اون‌قدر شناخته‌شده نیست که ویکی‌پدیا داشته باشه.

پ.ن2: همون طور که در این پست گفتم، صفحه ویکی‌پدیای فارسی براش ساختم و خوش‌بختانه احتمال پاک شدنش خیلی کمه.

شهرداد روحانی - پروانه کانی

تو این هوای بهاری ساری، بعد از خستگی پذیرایی از مهمون‌ها و درس و تکلیف دانشگاه، این آهنگ آرومم کرد :)

Connie's Butterfly(پروانهٔ کانی) به نوازندگی شهرداد روحانی

دریافت
حجم: 7.2 مگابایت

داستان خیلی کوتاه 37

او یک نت اشتباهی بود، وسط آهنگ مورد علاقه‌ام

داستان خیلی کوتاه 36

معلم پرسید: «وقتی بزرگ شدی می‌خواهی چی کاره بشی؟»

پاسخ داد: «من بزرگ نمی‌شم»

{چگونه می‌توانیم به محک کمک کنیم؟}

داستان خیلی کوتاه 35

گرمش بود؛ اما می‌لرزید.

رادیو روغن حبه انگور

زمانی چند حبهٔ انگور، بر روی میزی که جلوی مادر پسری قرار گرفته‌بود، تبدیل به نامی شد که حالا «پادکست محبوب من» نام دارد :) هایده و فؤاد، پشت میز بودند.

مرتبط: پست حبه‌ای انگور، با طعم دزدی را در رابطه با حاشیه‌های پیرامون فواد، سازندهٔ پادکست رادیو روغن حبه انگور ببینید.

رادیو روغن حبهٔ انگور تنها یک خواب راحت نیست؛ تنها یک نوای زیبا نیست؛ حتی تنها یک پادکست نیست! این رادیو آن جای پرشده‌ای هست که سال‌ها خالی بود و اگر نباشد باز جایش خالی می‌شود. جای آن پادکست فارسی زبانی که همهٔ ما می‌خواستیم، جای آن پادکستی که با زبان صمیمیت با شنونده صحبت کند نه زبان پرطمطراقی، آن پادکستی که به پادکست‌های دیگر نشان داد نیازی نیست در زیرزمین قایم شوند تا با فریاد صدای خود را به بالا بفرستند، بلکه با صدای نرم هم می‌توان قصه گفت…

خانم‌ها و آقایان، معرفی می‌کنم. آنچه نبود و هست؛ رادیو روغن حبهٔ انگور، بعد از یک سال سکوت، شما را می‌خواند.

رادیو روغن حبه انگور

چند سالی هست که بهش گوش می‌دهم؛ خودش انگار پنج سالی بوده! بگذریم، انگار همین دیروز بود. مگر رادیو از کی اختراع شده؟ از هر وقت که ما احساس بکنیم! پس اگر تا حالا حبهٔ انگور را مزه نکرده‌اید انگار که حبهٔ انگور از همین امروز کارش را شروع کرده! کافی است تا به صفحهٔ آرشیو رادیو روغن حبهٔ انگور بروید تا تمام پنج سال فعالیت این پادکست از امروز آغاز بشوند.

از زبان خودشان، هایده یک مجسمه ساز و فؤاد یک روزنامه نگار است. من که باور نمی‌کنم! این تصور را از من نگیرید که آن‌ها یک صداپیشه حرفه‌ای هستند. من با این خیال سر می‌کردم.

یک سال منتظر برگشت صدایت بودم :) خوش برگشتی

کریستوف رضاعی - مینا

بی‌هدف می‌گشتم که تو پوشهٔ موسیقی‌های قدیمی‌م پیداش کردم. یادآور سال‌ اول دانشگاه بود.

علاقه‌ام به سازهای جدید بیشتر از سازهای سنتی هست؛ اما این موسیقی زیباتر از اونی بود که بتونم ازش بگذرم. کریستوف رضاعی نوایی چنان جدید رو با سازهای سنتی درست کرد که فهمیدم به نوازنده باید بیشتر از نوا اعتماد کرد.

موسیقی «مینا» از آلبم کنعان که برای فیلمی به همین نام ساخته شده، موسیقی که باید با چشمان بسته گوش کرد.

دریافت
حجم: 760 کیلوبایت

داستان خیلی کوتاه 34

او مانند ماه بود. نمی‌درخشید اما، نیمی از او همیشه پنهان…

۱ . . . ۱۳ ۱۴ ۱۵ . . . ۱۸
سرندیپیتی تنها نام شخصیت صورتی کارتون جزیرهٔ ناشناخته نیست؛ «serendipity» واژه‌ای انگلیسی با پیشینه ایرانیست که به یافته‌ای نیکو به صورت ناگهانی اشاره دارد. دست‌آوردی اتفاقی و مثبت که جوینده به دنبالش نبوده، اما به دستش آورده.
همان‌طور که بعضی آدم ها ناگهان خوشبخت می‌شوند، همان‌طور که شاید شما یک روز سرندیپیتی خود را بیابید.

پ.ن: واژه سرندیپیتی از واژه ایرانی سرندیپ ساخته شده. سرندیپ به معنای سریلانکایی است.


ذات متن برای خوانده شدن است؛ کپی بدون ذکر منبع مجاز می‌باشد.