تجربه دوستی در باب افسردگی، خودکشی و اختلال دوقطبی

یکی از دوستانم چند وقت پیش این عکس‌ها رو در توئیترش منتشر کرد به امید این که بتونه برای کسی مفید واقع بشه. کاراکتری که ایشون دارن، خیلی دورتر از کاراکتری هست که در ذهن من از افرادی که چنین متن‌هایی می‌نویسن شکل گرفته. ایشون شخصیتی دوست داشتنی بین دوستان دارن، کمتر کسی با ایشون مشکل داره و به نظر من فرد متواضع و راحتی هستن و سخت می‌شه گفت که بیشتر از میانگین جامعه قصد جلب توجه دارن (شاید همین که در این متن اشاره‌ای به موفقیت‌هاشون نکردن گواه چنین چیزی باشه). شوخی می‌کنن و شوخی می‌شنون و همون طور حرف می‌زنن که یک آدم با اعتماد به نفس اما متواضع. موفقت‌های علمی و کاری خوبی دارن مثلا می‌شه از مدال کشوری المپیاد نجوم نام برد و رتبه خوبی که در کنکور آوردن. علاوه بر این‌ها مترجم هم هستن، یادم هست تابستون پیش وقتی مسیر دانش‌گاه تا خواب‌گاه رو با ایشون و یکی از دوستان می‌رفتیم همش می‌گفتن: «این ترجمه تموم نمی‌شه! فلان روز ددلاینمه» و فکر کنم هنوز هم با انتشاراتی که اسمش یادم نیست همکاری می‌کنن. اگر از علاقه به هنر و سیاست بگذریم، نوازندهٔ گیتار و گیتار الکتریک هم هستن و عاشق موزیک متال.

شاخص‌ترین چهره‌ای که الان از ایشون در ذهنم شکل می‌گیره فردی با موهای نسبتاً بلند و ته‌ریش، همراه با یک لبخند ملایم هست. آخرین چیزی که می‌تونم از ایشون بگم اینه که اهل تهران هستن.

امیدوارم توصیفاتی که ازشون داشتم باعث بشه تا با نگارندهٔ این متن راحت‌تر رابطه برقرار کنین و بهتر بفهمینش.

پ.ن: این متن به صورت همین عکس‌ها منتشر شده بود. عکس‌ها بزرگ هستند اگر واضح نیستند کافی است رویشان کلیک کنین.

.

پدر باعث شد نیمهٔ پر لیوان را ببینم، نفهمیدم خود لیوان چقدر زیباست.

Vassilis Saleas - A Small Sea

این تابستان سرم به قدری شلوغ هست که نه وقتی برای نوشتن دارم و نه وقت کافی برای خواندن شما! پس یکی از محبوب‌ترین آهنگ‌های من را به عنوان پوزش پذیرا باشید.

بشنویم A Small Sea از نوازندهٔ یونانی Vassilis Saleas.

دریافت
حجم: 2.89 مگابایت

.

«برای فروش»

لباس‌های کودکی که زاده نشد.

برگرفته از اولین داستان شش‌کلمه‌ای از ارنست همینگوی:

For sale: baby shoes, never worn

تحلیلی بر آمار وبلاگ‌نویسان بیان

چند ماه پیش خواستم یه آمار از وبلاگ‌نویس‌های بیان دربیارم پس هر وقت به بیان اومدم سری به صفحهٔ وبلاگ‌های به‌روز شده زدم و چندتا وبلاگ اول رو با برچسب‌های جنسیت خانم؛ آقا؛ و نوع وبلاگ مذهبی؛ شخصی؛ خدماتی؛ دسته‌بندی کردم. امروز دیدم که تعداد این وبلاگ‌ها به حدود صد و شصت عدد رسیده که نسبتاً نمونه خوبی برای جامعه بیان هست پس تحلیل‌های آماری که می‌شد رو از تو این داده‌ها در آوردم و نمودارشون کردم.

گفتم شاید برای شما هم جالب باشه.

  • ادامه مطلب…

    Giorgia - Quando una stella muore

    پست قبل رو پاک کردم. مشکلات من بهتره در قلمرو خودشون بمونن. دوست ندارم برای تخلیهٔ خودم فضایی فراتر از محدودهٔ این مشکلات رو تلخ کنم، شاید خواننده‌ای برای یک قلم شادی مجازی هست که به این وبلاگ می‌آد.

    دهانتون رو با این آهنگ ایتالیایی شیرین کنید. Quando una stella muore(هنگامی که یک ستاره می‌میرد) از Giorgia 

    دریافت
    حجم: 4.65 مگابایت

    Kenny G - The Moment

    روی این موسیقی قفل شده‌بودم که تصمیم گرفتم به اشتراک بذارمش. امیدوارم شما هم دوست داشته باشید.

    بشنویم The Moment(لحظه) از Kenny G.

    دریافت
    حجم: 6.2 مگابایت

    بهشتی برای گونگادین نیست

    گونگادین، جزء معدود نویسنده‌گانیست که کتابشان را راحت‌تر از سرگذشت خودشان می‌توان باور کرد؛ شاید هم تنها نویسنده باشد. حتی هنوز هم بعضی‌ها باورشان نمی‌شود که فردی روستایی و درس‌ناخوانده روی کاغذهای باطله، کتابی به زبان انگلیسی بنویسد که به پرفروش‌ترین کتاب سال انگلستان تبدیل شود. و آن فرد نه از انگلستان، بلکه از روستایی از لرستان ایران باشد که حتی خط فارسی را هم به تنهایی یاد گرفته. کتابی که نامش حقیقتی تلخ را بیان می‌کند: «بهشتی برای گونگادین نیست»

    اگر نمی‌شناسیدش بگذارید تا اولین نفر باشم که برایتان تعریف می‌کند…

  • ادامه مطلب…

    relaxdaily N°025

    دیروز دوستی در یک نظر خصوصی خواسته بود تا «طبق روال همیشه» یک موسیقی بی‌کلام آرامش‌بخش معرفی کنم. و خوب، چشم.

    حقیقتش رو بگم هر وقت که صوتی قرار می‌دم با حال من در اون زمان گره خورده! نمی‌شه این دو رو از هم جدا کرد انگار که هر دو معرف یک‌دیگرن. اما حالا باید صوتی رو می‌ذاشتم که از نظر احساسی رابطه‌ای با حال من نداشت. کار سختی بود و در نهایت یک موسیقی آرامش‌بخش یا relaxing رو انتخاب کردم که نه نام هنرمند اثر رو می‌دونم و نه نام واقعی کار رو، حتی مطمئن نیستم که نام خاصی داشته باشه! تنها چندسال قبل از کانال یوتوب relaxdaily برداشته بودمش.

    تقدیم به آن دوست وبلاگی(امیدوارم که راضی باشن) relaxdaily N°025(ریلکس‌دیلی شماره 25) از هنرمندی شناخته‌نشده.

    دریافت
    حجم: 6.43 مگابایت

    نقدی بر تکه‌ای از یک وبلاگ

    حتی بعد هشت‌سال هنوز یک وبلاگ‌نویس نشدم! من بیشتر یک وبلاگ‌خوان بودم تا یک وبلاگ‌نویس. در همه حال این طور بوده! چه زمانی که جز چند کودک بلاگ‌فا کسی وبلاگم را نمی‌دید و چه زمانی که روزانه هزار بازدید داشتم و چه حالا؛ بسیار کمتر از آن چه می‌نوشتم و می‌نویسم،‌ می‌خواندم و می‌خوانم. نوشتن هیچ‌گاه آن طور که باید لذت نداده و اگر هم داده، آن لذتی که در خواندن بود، نبود. پشیمان هم نیستم! چون خواندن جز لذت چیزی دارد که در نوشتن نیست، تجربه.

    سرانجام خواندن دیدگاه‌های مختلف، لمس کردن آن‌هاست. اما هیچ‌گاه نمی‌توان آن‌ها را درک کرد! اگر هم درکی باشد؛ چیزی نیست جز نمونهٔ خفیفی از آن چه نگارنده از آن درک دارد. بنابراین؛ هر نقدی که هست، سر نتیجه‌ایست که از لمس کردن آن دیدگاه‌ها گرفته‌ام؛ نه درک کردنشان.

    چند روز پیش در فهرست وبلاگ‌های به‌روز شده راهم به وبلاگی باز شد. خواننده‌اش نبودم اما وبلاگ را از قبل می‌شناختم. به قسمت «تماس با من» وبلاگ رفتم تا ببینم که هنوز آن جمله سر جایش هست یا نه؛ نبود و جایش را به متنی جدید داده بود، بعد از علامت به‌علاوه.

    بگذارید داستان این به‌علاوه را از دید خودم تعریف کنم.

  • ادامه مطلب…
    ۱ ۲ ۳ . . . ۶ ۷ ۸
    سرندیپیتی تنها نام شخصیت محبوب صورتی کارتون جزیره ناشناخته نیست !
    "serendipity" کلمه‌ای با پیشینه ایرانیست که به یافته‌ای نیکو به صورت ناگهانی اشاره دارد
    همان‌طور که بعضی آدم ها ناگهان خوشبخت می‌شوند
    همان‌طور که شاید شما یک روز سرندیپیتی خود را بیابید.


    ذات متن برای خوانده شدن است؛ کپی بدون ذکر منبع مجاز می‌باشد