Philip Glass - Koyaanisqatsi

وقتی در این هفته از فشار تکالیف و میان‌ترم‌های تمام ناشدنی دانشگاه خسته شده بودم با خودم فکر می‌کردم و می‌پرسیدم: «آخه برای چی؟ چرا؟ چرا نباید مثل یه آدم عادی زندگی کنم؟» و وقتی جواب راضی کننده‌ای برای این سوالم پیدا نمی‌کردم، تنها این آهنگ آرومم می‌کرد. آهنگی که ممتازترین نقاش در طرح کردن زندگی آشفته منه!

Koyaanisqatsi یک کلمه‌ٔ سرخ‌پوستی است به معنای «زندگی آشفته»؛ «زندگی پر هرج‌و‌مرج»؛ «زندگی خارج از تعادل» و انگار و انگار این کلمه را برای زندگی امروز من ساخته‌اند، همش درس و همش درس و همش درس

بشنویم، Koyaanisqatsi(زندگی آشفته) از Philip Glass

دریافت
حجم: 3.15 مگابایت

  • ادامه مطلب…

    Vladimir sterzer - Tears

    قبلاً در این پست معرفی کوچکی درباره‌ٔ این شعبده‌باز طول موج‌های صدا نوشته‌بودم

    چند روز پیش ویکی‌پدیای فارسی ولادیمر استرزر رو هم درست کردم. خوش‌حال می‌شم اگر دوست داشید با گسترشش به ویکی‌فا و معرفی شدن این نوازنده تقریباً ناشناس کمک کنین :)

    گوش کنیم. موسقی Tears(اشک‌ها) از Vladimir sterzer

    دریافت
    حجم: 3.94 مگابایت

    My daddy is a liar

    قسمت جدیدی رو به موضوعات وبلاگم اضافه کردم؛ نامش «فیلم کوتاه» است.

    به مناسبت روز پدر چیزی مناسب‌تر از این فیلم کوتاه نخواندم، نشنیدم و ندیدم! چه چیزی گیرا‌تر از فیلمی که بتواند حس بغضی واقعی را در گلویت پدید آورد؟ این فیلم آورد…

    ببینیم My daddy is a liar(پدر من یک دروغ‌گوست)

    دریافت
    حجم: 10.6 مگابایت

    .

    نردبان برای بالا رفتن نبود!

    پایین افتاد و مرد…

    Vladimir sterzer - Moaning of a Wounded Heart

    وقتی شناختمش گم‌نام بود! الان هم زیاد نمی‌شناسنش. تا چند روز پیش حتی ویکی‌پدیا انگلیسی هم نداشت! اگر از من بپرسن که پیانیست مورد علاقت کیه؟ جواب من نه یانی خواهد بود و نه بتهوون و نه کلایدر من! جواب من بی‌شک ولادیمر سترزر هست.

    سبکی کاملا متفاوت، خلاق، جادویی. به هیچ وجه تکراری نیست. سخته میران علاقم رو به آهنگ‌هاش با زبانی جز موسیقی بیان کنم و حروفی که برای بیانش به کار می‌برم قطعاً نت‌های آهنگ‌های خودشن چون هیچ نت دیگه‌ای نمی‌تونی بیانش کنه. فقط یکی دو آهنگ نیست! اکثر موسیقی‌هاش از پیانو‌اش در می‌آیند و در روح من جا می‌گیرند.

    انسان‌ها برای مشهور شدن خودشان تلاش می‌کنند اما من دوست دارم استرزر را معروف کنم. من صفحه ویکی‌پدیا انگلیسی‌اش را ساختم و خوشحال می‌شم اگر علاقه‌مند هستید گسترشش بدید تا بتونیم به افراد بیشتری معرفیش کنیم.

    موسیقی Moaning of a Wounded Heart(ناله‌ٔ یک قلب مجروح) از Vladimir sterzer. بعد‌ها موسیقی‌های بیشتری از این پیانیست می‌ذارم.

    (توصیه می‌شود با هدفون یا هندزفیری گوشش کنید)

    دریافت
    حجم: 4.79 مگابایت

    شهرداد روحانی - پروانه کانی

    تو این هوای بهاری ساری، بعد از خستگی پذیرایی از مهمون‌ها و درس و تکلیف دانشگاه، این آهنگ آرومم کرد :)

    Connie's Butterfly(پروانهٔ کانی) به نوازندگی شهرداد روحانی

    دریافت
    حجم: 7.2 مگابایت

    .

    او یک نت اشتباهی بود، وسط آهنگ مورد علاقه‌ام

    .

    معلم پرسید: وقتی بزرگ شدی می‌خواهی چی کاره بشی؟

    پاسخ داد: من بزرگ نمی‌شم

    {چگونه می‌توانیم به محک کمک کنیم؟}

    افروز ذبیحی و دانشگاهی که تمام نشد

    معنی کلمهٔ «بهاء» روشنی و درخشندگی هست؛ در معنای زیبایی و زینت هم به کار می‌ره. اما اگر یک «ی» به آخر آن اضافه کنیم می‌تونه به معنی محرومیت از حق تحصیل، زندگی و کار هم باشه.
    افروز ساروی بود. در یک سال و یک شهر به دنیال آمده بودیم و در یک شهر درس می‌خواندیم! افروز دانشجوی عمران دانشگاه شهیدبهشتی هست. ببخشید؛ بود! یادم می‌آید ترم یک که با شور ترم یکی‌ها به دانشگاه آمده بودیم؛ افروز دوست هم مدرسه‌ای من سعید، دانشجوی عمران شریف بود. با اسم افروز خیلی به سعید تیکه می‌نداختیم! یادم هست به سعید می‌گفتم «تا پایان ثبت نام، فقط اف‌روز دیگر فرصت باقیست» بعد از این که این دو نفر با هم بهم زدند افروز من رو هم بلاک کرد! اصلاً نمی‌دانم چرا! اخه من کلاً کاری به کار کسی نداشتم؛ حتماً می‌خواست به کلی سعید را فراموش کند. اما گذشت، اما گذشت…
    امروز افروز در اینستاگرامش پستی گذاشت. وقتی دیدمش باورم نمی‌شد. نمی‌توانست دانشگاهش را تمام کند چون یک «ی» اضافی داشت؛ «بهائی» بود :) در ترم ۵ دانشجویی‌اش منع تحصیل شده بود آن هم از دانشگاه شهیدبهشتی… انگار نامه‌ای از اطلاعات آمد که بهائی است و بعد هم نوبت اخراج از خوابگاه رسید و بعد…
    می‌دانید! اغلب کلاس‌های دانشجویان شریفی در ساختمانی به اسم «ابن سینا» برگزار می‌شود. این ساختمان را یک «بهائی» ساخته! همان کسی که برج آزادی را معماری کرد؛ و حالا پاسخ خدماتش این شده که افروزی که می‌توانست ساختمان بسازد باید برود! برود به کشوری دیگر تا بتواند درس بخواند چرا؟ چرا؟ غیر از این هست که زجر چیزی را باید بکشد که نباید می‌کشید؟ افروز زجر اعتراض‌هایی را می‌کشد که نکردیم؛ افروز زجر فریادهایی را می‌کشد که نکشیدیم. افروز فقط تاوان غفلت دیگران را می‌دهد، تاوان حماقت دیگران و برای چیزهایی که ما نکشیدیم، آن‌قدر می‌کشید و می‌کشد و می‌کشد…

    تا کی باید تاوان حماقت دیگران را داد؟

    .

    غمگین‌ترین جای مجسمه، لبخندی است که با چاقو تراشیده‌اند.

    ۱ ۲ ۳ ۴ . . . ۶ ۷ ۸
    سرندیپیتی تنها نام شخصیت محبوب صورتی کارتون جزیره ناشناخته نیست !
    "serendipity" کلمه‌ای با پیشینه ایرانیست که به یافته‌ای نیکو به صورت ناگهانی اشاره دارد
    همان‌طور که بعضی آدم ها ناگهان خوشبخت می‌شوند
    همان‌طور که شاید شما یک روز سرندیپیتی خود را بیابید.


    ذات متن برای خوانده شدن است؛ کپی بدون ذکر منبع مجاز می‌باشد