عمرو دیاب - معاک قلبی

نمی‌دونم چی شد که من و خواهرم تو ماشین کل‌کل آهنگ عربی انداختیم و قرار شد بابا تصمیم بگیره کدوممون آهنگ عربی‌ای که انتخاب می‌کنه بهتره. خواهرم آهنگ «آه ونص» از نانسی عجرم رو انتخاب کرد و من آهنگ «معاک قلبی» از عمرو دیاب.

بابا آهنگ خواهرم رو به عنوان برنده انتخاب کرد و پانیذ هم گفت که آهنگ من رو دوست نداره، شما هم شاید دوست نداشته باشید؛ من اما خیلی دوستش دارم. جزء آهنگ‌های موردعلاقمه به شدتی که شاید یک روز تمام از صبح تا شب مدام بهش گوش داده باشم.

عمرو دیاب، این خواننده مصری، از مشهورترین خوانندگاه عربه و یکی از تاثیرگذارترین خوانندگان در ترویج سبک مدیترانه‌ای*

بشنویم. معاک قلبی(قبلم با توست) از عمرو دیاب

دریافت
حجم: 6.26 مگابایت

*سبک مدیترانه‌ای: تلفیقی از موسیقی عربی و موسیقی پاپ غربی است. شاید این ترانه از عمرو دیاب یکی از بهترین مثال‌ها برای این سبک باشد. ترانهٔ نورالعین(نور چشم)

دریافت
حجم: 6.69 مگابایت

کاش نمی‌خوابیدم

دریا دریا تباین است میان مکانی که ایستاده‌ام و قله‌ای که گمان می‌کردم خواهم ایستاد. دبیرستانی بودم، آن روزها که حقیقت بر دیوار آرزو‌ها تکیه داده‌بود اما رفته‌رفته خود را تاراند تا هر چه بیشتر از خواسته‌ها فاصله بگیرد و من دانش‌گاهی شدم. انگار که بهار دبیرستان، تابستان و پاییز را نادیده‌گرفت و صاف به زمستان رسید. من را با وعدهٔ آینده‌ به دانش‌گاه آوردند، نگذاشتن رشته‌ای که دوست داشتم را بروم و حالا بعد از چهار سال حس می‌کنم که هیچ آینده‌ای در انتظارم نیست، تنها به گذشته‌ام اضافه می‌شود.

من در این‌جا یک عدد بیشتر نیستم. تمامم در عدد خلاصه می‌شود. مگر تمام آن شب بی‌داری‌ها، تمام آن زندگی‌ای که نداشتم، فدا کردن تک‌تک ثانیه‌های عمرم، در یک عدد کوچک‌تر از بیست جا می‌گیرد؟ سال‌به‌سال عمرم در زمستان سپری می‌شود و تمام لحظاتی که اسمشان جوانی بود اما جوانی نکردم. این‌ها را چطور در یک عدد نشان می‌دهند؟ این عدد برای من عدد بالایی بود اما مرا خوش‌حال نمی‌کرد. گرچه که بعضی با این عدد خرسند می‌شدند.

بعضی‌ ایمان دارند که بهار در خارج کشور است. من اما حس می‌کنم که هیچ آینده‌ای در انتظارم نیست، تنها به گذشته‌ام اضافه می‌شود. می‌ترسم زمانی که جوانی دست‌خداحافظی‌اش را برایم تکان داد؛ من در کشوری غریب دوان دوان به سمت اولین انسانی که می‌بینم بروم و بپرسم: «پس این بهار کجاست؟» و او نگاهی حزن‌انگیز به من بی‌افکند و بگوید: «فقط تو خواب بودی، بهار آمد و رفت»

پ.ن: وقتی بچه بودیم همهٔ‌مان در یک مسیر قدم می‌زدیم ولی با کفش‌های متفاوت، در دانش‌گاه اما در یک ساختمان هستیم با چشم‌اندازهایی متمایز.

Natasha St-Pier - Tu trouveras

فهمیدم بخش «ترانه‌ها» تقریباً خالی هست. تصمیم گرفتم کم‌کمک پرش کنم، شاید کسی ترانه رو بیشتر از بی‌کلام دوست داشت.

این ترانه توسط یک خوانندهٔ فرانسوی-کانادایی خوانده شده.

بشنویم Tu trouveras(پیدا خواهیدکرد) از Natasha St-Pier

دریافت
حجم: 6.88 مگابایت

فیروز، کارخانه‌ای که باید شناخت

گاهی وقت‌ها که شکست می‌خوردم، بابا جمله‌ای از سارتر را برایم می‌گفت: «یه معلول اگه قهرمان دو المپیک نشه، تنها خودش مقصره». من این جمله را قبول نداشتم، هنوز هم ندارم؛ اما افرادی بودنده‌اند که ورای قبول داشتن یا نداشتن من، با جملات و آرزوی‌هایی مشابه به محقق شدن این جمله کمک‌کرده‌اند. بگذارید شما را با یکی از این جملات مشابه آشنا کنم.

سری به وب‌گاه کارخانهٔ فیروز بزنید. می‌توانید صفحهٔ دربارهٔ ما‌اش را هم ببینید. در نگاه اول به نظر یک کارخانهٔ معمولی می‌آید، نه؟ هیچ‌چیز متفاوتی در وب‌گاهش نوشته نشده و روی جلد محصولاتش هم کلمهٔ متفاوتی نیست. پس بهتر است بگویم مدیر این کارخانه یک معلول است و هشتاد و سه درصد کارکنان این کارخانه را معلولینی تشکیل می‌دهند که شاید امید به هیچ کاری نداشتند چون حتی خانه‌های برخی‌شان هم در این کارخانه تهیه شده. این در حالی هست که این کارخانه هیچ‌گاه آن‌ها را «معلول» نخواند. آن‌ها را به چشم یک فرد مانند بقیه نگاه می‌کند پس هیچ اشاره‌ای از معلولین در سایتش نکرد، هیچ نشانه‌ای بر روی محصولاتش نگذاشت، با آن که می‌توانست هیچ گاه از این حقیقت برای تبلیغ کارخانه‌اش استفاده نکرد، با آن که می‌توانست هیچ معافیت از مالیاتی نگرفت چون باور داشت آن‌ها چیزی کمتر از بقیه ندارند که بخواهد معاف شود، و در نهایت حقوق کارکنانش را هم مطابق با معیارهای وزارت کار می‌دهد با آن که به دلیل معلول بودن آن‌ها باید حقوق کمتری دریافت کنند.

در کارخانه‌اش افراد کم‌بینا و نابینا نیز کار می‌کنند و جالب آن است که نهار اگر ماهی باشد، آن‌ها تیغ‌های ماهی را با چشم‌هایی که نمی‌بینند در می‌آورند تا معلولینی که توان در آوردن تیغ‌ها را ندارند بتوانند غذا بخورند. تلفن‌چی‌اش دست ندارد اما می‌تواند با پایش تلفن را بردارد. جوش‌کارش یک دست بیشتر ندارد. و مسئول بسته‌بندی چه نیازی به پا دارد؟

سید محمد موسوی صاحب این شرکت از آرزویش می‌گوید: «دوست دارم روزی برسد تا زمانی، والدینی فرزند معلول خود را می‌بینند با خود بگویند: «من می‌خوام بچم قهرمان پارالمپیک بشه»» شبیه جملهٔ سارتر است، این طور نیست؟

Jim Brickman - Serenade

این روزها که بحث ولنتاین هست بهتره که بگم حدوداً شش سال پیش این آهنگ رو در یک مجموعهٔ مناسبتی ولنتاینی پیدا کردم. انقدر ازش خوشم اومد که وقتی که در نوزده‌سالگی اولین تلفن همراهم رو گرفتم به اولین زنگ تماسم تبدیل شد. نمی‌دونم چرا! ولی این آهنگ جزء کارهای ناشناختهٔ بریکمن هست و اگه تنها با اسم نوازندهٔ بخواین پیداش کنین کار راحتی نیست، چون حتی در بیست‌و‌پنج آهنگ اول گوگل هم نمی‌یاد.

بشنویم Serenade(سرناد*) از Jim Brickman

دریافت
حجم: 4.08 مگابایت

*سرنادآلمانی است، به ترانه ای می‌گویند که عاشق پای پنجرهٔ معشوق می‌نوازد و می‌خواند.(با تشکر از عصیفیر)

.

تو هیچ‌گاه برای من دست‌یافتنی نبودی؛ و من در تمامی مدت، با علم به این موضوع تو را دوست داشتم.

الهام گرفته از: فراتر از بودن - کریستین بوبن

Yuriko Nakamura - Winter Sonata

بعد از برف سنگین تهران و خواب‌گاه برفی و آدم‌برفی‌ها و برف‌بازی‌هامون؛ گوش دادن به یک نوای زمستانی می‌چسبه.

بشنویم Winter Sonata(سونات* زمستان) از Yuriko Nakamura

دریافت
حجم: 6.85 مگابایت

*سونات: یک نوع ساختهٔ موسقیایی است.

پ.ن: این موسیقی در اصل برای ترانه‌ٔ متن from the beginning till now(از آغاز تا کنون) از سریال کره‌ای Winter Sonata نواخته‌شد که در این سریال شهرت زیادی پیدا کرد.

.

کاش می‌شد تو را قدر یک بغل‌کردن قرض گرفت.

.

از دردی که می‌کشید، می‌دانست که نمرده‌است.

پیرمرد و دریا - ارنست همینگوی

Kathryn Kaye - An Empty Street In Prague

امروز این پست وبلاگ نیمه‌ابری را خواندم. تک‌تک جملات این پست را حس می‌کردم و  آن احساسات باری دیگر بازگشت و تکه‌تکه‌ام کرد. این پست من را یاد خیابانی انداخت.

خیابانی‌ خالی نزدیکی خواب‌گاه ماست؛ انگار دوست دارد که خالی بماند. هر وقت که دل‌تنگ می‌شدم، خلوتش را می‌شکستم و قدم قدم در مسیر کوتاهش قدم می‌زدم. گاهی در سکوتش آهنگی می‌گذاشتم تا تسکینی باشد بر لحظاتی که فهمیده، جای یک نفر خالیست.

و این خیابان من را یاد یک آهنگ می‌انداخت. آهنگی که دربارهٔ خیابانی هم رنگ، اما در کشوری دور نواخته‌شده.

بشنویم An Empty Street In Prague(خیابانی خالی در پراگ) از Kathryn Kaye

دریافت
حجم: 4.54 مگابایت

۱ ۲ ۳ . . . ۱۲
سرندیپیتی تنها نام شخصیت صورتی کارتون جزیرهٔ ناشناخته نیست!
«serendipity» کلمه‌ای انگلیسی، با پیشینه ایرانیست که به یافته‌ای نیکو به صورت ناگهانی اشاره دارد. دست‌آوردی اتفاقی و مثبت که جوینده به دنبالش نبوده؛ اما به دستش آورده.
همان‌طور که بعضی آدم ها ناگهان خوشبخت می‌شوند.
همان‌طور که شاید شما یک روز سرندیپیتی خود را بیابید.


ذات متن برای خوانده شدن است؛ کپی بدون ذکر منبع مجاز می‌باشد