بوفالو بوفالو بوفالو بوفالو بوفالو…

احتمالاً شما هم توی مدرسه با دوستاتون سر جملاتی که اول عجیب به نظر می‌رسن ولی با کمی دقت می‌شه فهمید معنی کاملی دارن، بحث کردین. یادمه اولین بار، دوم دبستان بودم که یکی از دوستام یه جمله نوشت روی کاغذ و بهم گفت بخونش؛ نوشته این بود: «تاکسی تاکسی تاکسی نکند تاکسی نمی‌ایستد» من اول یه نگاه انداختم و با خودم گفتم این که اصلاً معنایی نداره! بعد از چند لحظه فکر فهمیدم جملهٔ دقیقش می‌شه: «تا کسی، تاکسی تاکسی نکند، تاکسی نمی‌ایستد» و احتمالا نوشته معروف «سربازی سربازی سرسره‌بازی سر سربازی را شکست» را دیده‌اید که خوانده می‌شود: «سربازی، سر بازیِ سرسره‌بازی، سرِ سربازی را شکست».

حدود دو سال پیش؛ وقتی داشتم با یک انگلیسی زبان صحبت می‌کردم و وقتی داشتیم از فرهنگ هم‌دیگه می‌پرسیدیم بهش گفتم ما تو فارسی چنین جملاتی رو داریم، شما چطور؟ اون هم گفت که معلومه که داریم و چند موردش رو گفت. بعد از این، جملاتی رو که گفته بود توی اینترنت جست‌وجو کردم و یه دنیای جدیدی از زبان‌ها به روم باز شد! فهمیدم فارسی توی این جملات تقریباً هیچ حرفی نمی‌تونه در سطح جهانی داشته باشه نه تنها ما فقط چندتایی از این جملات داریم و نه تنها همون چند تاش خیلی ساده هستن، بلکه حتی مجبوریم «تا کسی» رو «تاکسی» بنویسیم و «سر بازی» رو «سربازی» تا جمله پیچیده شه و از اون بدتر، وقتی کسی جلمه رو به صورت صوتی بگه هیچ کسی ابهامی توش نداره. وقتی جملات اون‌ها رو معرفی کردم بیشتر درک می‌کنین که منظورم چیه و چقدر جملات ما پیششون ساده هست.

من چهار جمله انتخاب کردم و از ساده به سخت مرتبشون کردم و سعی کردم تا جایی که واضح بشه توضیحشون بدم:


buffalo buffalo buffalo buffalo buffalo buffalo buffalo buffalo:

خوب، با حیوون بوفالو آشنا هستید که؟ پس احتمالاً هر چقدر هم که زبانتون قوی باشه این جمله معنی‌ای جز: «بوفالو بوفالو بوفالو بوفالو بوفالو بوفالو بوفالو بوفالو» براتون نداره چون خود انگلیسی‌زبان‌ها نمی‌تونن در این حالت بفهمنش. پس بذارین برای بهتر شدن فهممون از buffalo، معانی‌ای که انگلسی‌زبان‌ها می‌دونن ولی ما نه رو مرور کنیم:

      به معنای حیوان بوفالو هم در حالت مفرد و هم در حالت جمع

      به معنای شهری در ایالت نیویورک، شهر بوفالو 

      به معنای قلدری کردن، گردن کلفی کردن یا اذیت کردن*

حالا که می‌دونیم Buffalo اسم یه شهر و اسم خاص هم هست. بیاین جمله رو یه کم بهتر بنویسیم. یعنی جاهایی که اسم خاص هست رو با B بزرگ شروع کنیم.

Buffalo buffalo Buffalo buffalo buffalo buffalo Buffalo buffalo.

هنوز هم سخته نه؟ هنوزم نمی‌شه فهمید. پس بیاین با علامت‌های نگارشی بنویسیمش.

Buffalo buffalo, Buffalo buffalo buffalo, buffalo, Buffalo buffalo.

هنوز هم پیچیده هست؟ پس بذارین بازش کنم. منظورم از باز کردن این نیست که چیزی در این نوشته برای پیچیده کردن حذف شده یا مثل مثال‌های فارسیش «سر بازی» رو «سربازی» نوشتن تا پیچیده بشه، نه! این جمله دقیقاً همون طوری که باید هست. منظورم اینه که مثلا اگر تو فارسی داشته باشیم: «علی می‌زنه مریم نجارو» باز کردش می‌شه: «علی، مریم را که شغلش نجاری است را می‌زند». پس داریم:

[those] (Buffalo buffalo), [that] (Buffalo buffalo) buffalo, buffalo, (Buffalo buffalo).

خوب حالا امیدوارم دیگه متوجه شده باشین. اگه هنوز متوجه نشدین بذاین به فارسی بگمش، این متن داره به سه گروه از بوفالو‌های اهل شهر بوفالو اشاره می‌کنه:

(بوفالو‌های بوفالویی) که (بوفالو‌های بوفالویی) اذیتشون می‌کردن، (بوفالو‌های بوفالویی) رو اذیت می‌کنن.

و جالب این‌جاست که این نوشته، مدل سادش بود. چون بوفالو نام یک شهر دیگر هم هست! بوفالوی مینه‌سوتا و با استفاده از این شهر این نوشته رو خیلی پیچیده‌ترش می‌کنن.

+ یه جملهٔ دیگه هم داریم دقیقاً مثل همین جمله و دقیقاً با همین ساختار:

Police police Police police police police Police police

در این جا police در سه معنای پلیس، نظارت کردن و لهستانی اومده.

James while John had had had had had had had had had had had a better effect on the teacher:

این یکی داستان خیلی جالبی داره. داستان از این قراره که james و john امتحان ادبیات داشتن و معلم ازشون خواسته جملهٔ «مرد سرما خورده‌بوده» رو بنویسن. john نوشته «The man had a cold» که اشتباه بود چون معنیش می‌شه «مرد سرما خورده‌بود» نه «مرد سرما خورده‌بوده» در حالی که James درستشو می‌نوسته، «The man had had a cold». سال‌ها بعد یکی از دوستای James و John وقتی داره یادگاری‌های مدرسه رو می‌بینه، نگاهش می‌افته به نمرات ادبیات و در کمال تعجب می‌بینه که James بهتر شده در حالی که John ادبیاتش خیلی بهتر بود. می‌خواد دلیلشو بدونه ولی نه به James دست‌رسی داره و نه John. پس یه ای‌میل یا تگرامی برای یکی از دوستای دیگش که اتفاقا اونم هم‌مدرسه‌ای و هم‌سال اونا بوده می‌فرسته و دلیلش رو می‌پرسه. اون دوست این جوری جواب می‌ده:

James while John had had had had had had had had had had had a better effect on the teacher.

وقتی متن رو می‌بینه، هیچی ازش سر در نمی‌یاره پس از دوستش می‌خواد یه بار دیگه و با علامت‌های نگارشی براش متنو بفرسته. جواب اینه:

James, while John had had "had", had had "had had"; "had had" had had a better effect on the teacher.

خوب، الان فکر کنم فهمیده باشین قضیه رو نه؟ اگه درست متوجه نشدین ترجمه فارسیش اینه:

James، در حالی که John از «had» استفاده کرده‌بوده، از «had had» استفاده کرده‌بوده؛ که «had had» اثر بهتری روی معلم داشته‌.

باید پذیرفت که تو نگاه اول خیلی سخت بود فهمیدنش!

施氏食獅史:

احتمالاً چینی بلد نیستین و احتمالاً نتونید بخونید این متن رو ولی نگران نباشد منم بلد نیستم. کافی این متن رو توی مترجم گوگل بزنید و صداش رو بشنوید (دنبال ترجمش نباشید، گوگل هنوز این قدرت رو نداره که ترجمش کنه). چیزی جز این نیست: «شی شی شی شی شی» پنج‌تا شی و بدون هیچ چیز اضافه. فقط اینو بدونین که معنیش می‌شه: «شاعر شیرخوار در دخمهٔ سنگی». البته شیرخوار این‌جا به معنی شیرخواری بچه نیست. شیر این جا همون سلطان جنگله! بله شیرخوار در این‌جا یعنی کسی که شیر حیوان رو می‌خوره.

من این جمله رو فقط و فقط دست‌گرمی‌ای برای جمله بعدی گذاشتم! منتظر باشید.

子子子子子子子子子子子子:

آرامش خودتون رو حفظ کنین چون از چیزی که فکر می‌کنین بدتر هست! یادتونه قبلی بود: «شی شی شی شی شی»؟ خوب این یه جورایی هست: «شی شی شی شی شی شی شی شی شی شی شی شی» یعنی دوازده‌تا شی (راستش دقیقا شی نیست. یه چیزی بین شی و چی هست که ما صداشو نداریم تو مترجم گوگل بشنویدش) و جالب‌تر اینه که معنی‌ای کاملا متفاوت داره. معنیش می‌شه: «گربهٔ جوان بچست و شیر جوان، توله» که گویا یک ضرب‌المثل پند‌آموز هست. یک چیزی مثل: «در این درگه که گه گه که که که که شود ناگه، به امروزت مشو غرره که از فردا نی آگه».

بله این بود بازی‌های زبانی‌ای که من در وقت کمی که جست‌و‌جو کردم پیداشون کردم. اگه شما هم چیزی شبیه به این‌ها و جالب‌تر از این‌ها سراغ دارین، دریغ نکنین.

پ.ن*:امروزه این کلمهٔ کمتر استفاده می‌شه و به جاش bully می‌گن که احتمالاً تو فیلم‌ها شنیده باشین. bull اسم یه مدل گاوه که من معادلشو تو زبان فارسی نمی‌دونم ولی تو زبان مازندرانی ما بهش ورزا می‌گیم. یه مدل گاو نر خیلی گندست.

کلمات کلیدی: زبان بازی‌های زبانی انگلیسی چینی ژاپنی ضرب المثل

آواتار
۲۵ مرداد ۲۳:۰۴ معلوم الحال
پست خفنی بود.
یاد ترمای اولمون افتادم :)) با بچه ها تو خوابگاه دنبال کشف رمز این جملات بودیم. یه جمله انگلیسی با can هم هست که الان خاطرم نیست چی بود ولی میتونستید اون رو هم به مثال هاتون اضافه کنید. (can هم معنی فعلی داره، هم به معنای قوطی کنسرو ایناست و ..)
اون can رو هم بلدم ولی چون به اندازه اینا سخت نبود ننوشتم :دی
Can can can can can can can can can can
:دی
 اسم یه رقص هست can can نکتش اینه
آواتار
۲۵ مرداد ۲۳:۲۵ معلوم الحال
چون تعداد کلمات یکسانشون زیاده من ترجیح میدم حفظ نکنم :)) فرق نمیکنه can باشه، had باشه، buffalo باشه، یا هر چیز دیگه ای د:
آواتار
۲۶ مرداد ۰۳:۳۸ محمدمهدی طاهری
خیلی خوب بود :دی
ممنون بابت پست :)
قربانت مهدی
آواتار
۲۶ مرداد ۱۳:۰۱ مانا کالو
چقدر جالب :) نمی دونستم اینقدر گسترده ست. توی کلاس زبان یکی به ما یاد داده بودن به این شکل که:
Rose rose to put rose roes on her rows of roses

ولی واقعا راست می گین از این نظر که توی زبان فارسی، وقتی به صورت شفاهی جمله رو می گیم و مزه اش از بین می ره.
سلام، خوش اومدی.
قشنگ بود :)) ولی زیاد سخت نبود. می‌شه فهمیدش. مرسی که گفتی.

آره، کلا تا جایی که معلومه فارسی زبانی برای این کارا نیست. برعکس چینی!
آواتار
۲۶ مرداد ۱۴:۲۲ بنیامین بیضایی
خیلی با نمکن :)
آواتار
۲۶ مرداد ۲۳:۲۳ Hurricane Is a little kid
اع. انگار این یه ژانر متفاوت از شوخی های زبانیه که فقط بعضی زبان ها پتانسیلش رو دارن! جالب شد ×_+
فکر کنم اکثر زبان‌ها داشته باشن. ولی قوی و ضعیف داره. مثلا فارسی ضعیفه توش.
البته اون شعر «در این درگه که که که...» پرچم رو یه کم بالا نگه داشت.
آواتار
به ادامه تحصیل در زمینه زبانشناسی فکر کردین؟:-دی
:))
آواتار
خیلی خوب بود. یه جورایی می‌تونه افتخار باشه برای یک زبان.
.
بابام همیشه یه شعر می‌خونه تو اوقات شادی‌ش. بدین شکل که:
این یکی شیر است اندر بادیه / آن دگر شیر است اندر بادیه
این یکی شیر است کآدم می‌خورد / و آن دگر شیر است کآدم می‌خورد
:)
.
نگارش پست‌هات معرکه‌ست. وقتی که روشون می‌ذاری رو نشون می‌ده.
خیلی ممنون.

آره این شعر رو تو کتاب دبیرستان داشتیم.

ممنونم. نه راستش وقتی برای وبلاگ نمی‌ذارم، دیگه اون حال و حوصلهٔ قدیم‌ها رو ندارم. این وبلاگ فقط یه بازتابی از مطالب جالبی هست که بهشون برخورد می‌کنم.
آواتار
۳۱ مرداد ۲۱:۳۵ سعییید  
گو منگو گوگ :)) D:
به به مازندرانی هستی پس :)) ♥

آواتار
۳۱ مرداد ۲۱:۵۵ سعییید  
افتخار نداشتم مازندرانی باشم
اما از دوستای مازندرانی خاطره های خیلی خوبی دارم ;) ♥
اوه! پس این همه اسامی تخصصی گاو‌ها رو دوست‌ها گفتن؟ :)) انگار علاقه خاصی به آموزش حرفه‌ای مازندرانی داشتن.
آواتار
سلام
متنی هست انگار از قائم مقام که جالبه
سرانباردارا..!ارزنی آمدبرنج آمدنخودآمدماش فرستادیم گندمش ده
که میشه:ای سر انبار دار..!اگر زنی آمد،به رنج آمد،نه خود آمد{که}ما او را فرستادیم،به او گندم بده
منظورش زن ناتوانیه که اومده گندم بگیره
واسه ما ادبیاتی ها کلی مراعات نظیر و بازی های ادبی داره
سلام، چقدرر جالب بود و چقدرر خوب گفته! ممنون بابت معرفیش.
آواتار
۰۳ شهریور ۱۵:۴۰ محمدجواد حاجی علیخانی
خیلی خوب
چقدر دیدن عکس کودکیت زیباست جواد. بدون سبیل! عالیه :)))
آواتار
۰۳ شهریور ۲۱:۵۵ نویسندهِ کوچک
مغزم میگه :
Error 404 : No Files اینقدر پیچیدس :|
آره خیلی پیچیدن.
البته سعی کردم تا جایی که می‌تونم واضح توضیحشون بدم.
آواتار
۰۳ شهریور ۲۲:۱۱ نویسندهِ کوچک
میگم بازم در مورد اپرا ه ممنونم خیلی کمک کرد :))) دیگه نیاز به ت+و+ر نبود
قربانت 
آواتار
این بحث های زبانی همیشه همینقدر جذاب بوده. مرسی
خوش اومدین، خواهش می‌کنم.
آواتار
خوشم اومد از اینجا. دنبالتون میکنم که سر فرصت سری به آرشیو مطالبتون بکشم.
خوش اومدی، لطف داری.
آواتار
چرا من با هر آهنگی که تو این وبلاگ گذاشته میشه گریه می کنم؟
: (
آواتار
زبان خیلی خوبه :)
مرسی از اطلاعات 🍃
ممنون 🌷
آواتار
۰۸ آبان ۱۲:۲۰ اینتِرنال‌ْ آدِر
فقط وقتی برگشتی یادت نره پستایی که شبیه بوفالو بوفالو بوفالو باشه رو بیشتر کنی. باتشکر! :))
پست‌های مهمی سال‌های بعد در راهه.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
سرندیپیتی تنها نام شخصیت صورتی کارتون جزیرهٔ ناشناخته نیست!
«serendipity» کلمه‌ای انگلیسی، با پیشینه ایرانیست که به یافته‌ای نیکو به صورت ناگهانی اشاره دارد. دست‌آوردی اتفاقی و مثبت که جوینده به دنبالش نبوده؛ اما به دستش آورده.
همان‌طور که بعضی آدم ها ناگهان خوشبخت می‌شوند.
همان‌طور که شاید شما یک روز سرندیپیتی خود را بیابید.

پ.ن: واژه سرندیپیتی از واژه ایرانی سرندیپ ساخته شده. سرندیپ به معنای سریلانکایی است.


ذات متن برای خوانده شدن است؛ کپی بدون ذکر منبع مجاز می‌باشد.