دلار و یازده سپتامبر، راست یا دروغ؟

وقتی خیلی بچه بودم، یک روز پسر عمم می‌گفت که یازده سپتامبر کار خود آمریکایی‌ها بوده، چون اون روز هزاران کارمند یهودی برج‌ها با هم نیومده بودن. من اون زمان باور کرده بودم و برام خیلی جالب بود؛ اما چندین سال بعد فهمیدم که این حرف حقیقت نداره و شایعه‌ای بیش نیست. این روزها اما بعد از این که تئوری توطئه کرونای ساخت آمریکا مطرح شد، دیدم که بعضی‌ طرف‌دارهای این نظر می‌گن چون یازده سپتامبر کار خود آمریکا بوده ازش اینم بعید نیست. زمانی که دلیل این ادعاشونو خواستم، یا جوابشون همون شایعه نادرست یهودی‌های سر کار نرفته بود، یا یک چیز خیلی جالب‌تر: با نگاه به دلار می‌تونین جنایت آمریکا رو اثبات کنید!

من در این مقاله می‌خوام پاسخی به این شایعه جالب بدم.


ماجرای راز دلار و 11 سپتامبر سادست. فاجعه برج‌های دوقلو و کشته شدن کلی آدم در اصل نه به دست تروریست‌های بن‌لادن، بلکه با دست‌های پشت پرده آمریکا و فراماسونرها و یهودی‌های جهان بوده. برای اثبات این ادعا هم کافیه اسکناس دلار رو بگیرین و تا کنین تا برج‌های دوقلوی پس از برخورد هواپیماهای بویینگ رو ببینید.

شما دلارهای امروزی رو می‌گیرید و تا می‌کنید. حس می‌کنید که بله شبیه برج‌های در آتش شده. ولی می‌پرسید خوب این دیگه چه روش عجیبی برای اثبات ادعا هست؟ چه ربطی داره اصلاً اون به این؟ پاسخی که می‌گیرید این هست که آمریکا و فراماسونرها، در حالی که دوست ندارن مدرک محکمی از خودشون بدن که دادگاهی بشن، دوست دارن رمزی از خودشون نشونه بذارن. اون وقت شما هم می‌دونین کار اون‌هاست و ازشون می‌ترسین و هم نمی‌تونین به صورت دادگاهی اثبات کنید.

ولی مشکل اول وقتی پیش می‌یاد که می‌فهمید این تا کردن‌ها حتی روی دلارهای چاپ 1996، یعنی حدوداً 5 سال قبل از حادثه 11 سپتامبر هم جواب می‌ده.

دلار و یازده سپتامبر

شما می‌گید که خوب نشد دیگه! این‌ها قبل از واقعه چاپ شدن؛ پس همون کار تروریستی القاعده بوده. ولی اونا می‌گن نه صبر کن! این تازه نشون می‌ده که چقدر اون‌ها برنامه‌ریزی داشتن و از حداقل از 5 سال قبل برنامه‌ریزی کرده بودن برای این کار. انقدر برنامه‌ریزیشون دقیق بود که حتی نحوه ریخته شدن برج‌ها رو هم به خوبی نشون دادن تو دلارها. نباید یهود رو دست‌ کم بگیری.

بعد از اون من -همون طور که تو ذهنم می‌گم این دیگه چه مسخره‌بازی‌ای هست آخه!؟- می‌گم باشه! پس می‌ریم رو دلارهای قدیمی‌تر امتحانش می‌کنیم. برای پیدا کردن عکس دلارهای قدیمی هم رفتم تو این سایت. من این جا یک بیست دلاری سال 1963 و یک پنج دلاری سال 1950 و یک کارت پستال سال 1913 رو به همین روش و با استفاده از فوتوشاپ تا کردم. (اگه می‌پرسید چطور، جلوتر می‌بینید که آسونه). و با کمال تعجب می‌بینیم که باز هم برج‌های دوقلو توشون هست!

یازده سپتامبر در دلار آمریکاخوب، اون طرف باید آدم خیلی جالبی باشه که روی دو مورد اول بگه: «آره فراماسونری خلاصه از 50 سال قبل از حادثه نه تنها برنامه‌ریزی کرده بود تازه رو دلار هم حک کرده بود که تاش کنی معلوم بشه». ولی دیگه خیلی خیلی باید آدم عجیبی باشه که سر عکس سال 1913 که بیش از صد سال پیش گرفته شده هم همین حرف رو بزنه چون خود برادران رایت اولین پرواز موفق با هواپیما رو در آخرین هفته‌های سال 1903 داشتن!

ولی شاید این سوال پیش بیاد که خوب صرف نظر از این حرف‌ها چرا با این تا کردن شبیه برج‌های دوقلو به نظر می‌رسه؟ پاسخش سادست. کلید تو چیزی هست که بین همشون مشترکه و اونم ساختمان کاخ سفید هست که نزدیک دویست سال پیش ساخته شده. درخت‌های دو ور کاخ‌ سفید طی تا شدن این پاریدولیا رو تو شما ایجاد می‌کنن که انگار برج‌های دوقلو هستن ولی اگه با دقت بیشتر نگاه کنین می‌بینین که حالا همچین هم شبیهش نیست. در حقیقت هر چیزی که شامل عکس مستقیم کاخ سفید باشه رو تا کنید چنین تصویری به دست می‌یاد. من پایین رو عکس واقعی خود کاخ انجامش دادم.

دلار یازده سپتامبر آمریکا دروغ

ولی در کل یکی از مشکلات این نظریات توطئه روش‌های نامتعارف برای اثبات چیزهاست. من قبول دارم که چیز جالب و بامزه‌ای هست ولی برای ارائه مدرک، بهتره چیز بهتری از تا زدن یه سری کاغذ داشته باشیم! اتفاق‌های جالب همیشه پیش می‌یاد. مثلاً با این روش‌ها می‌تونیم بگیم کارتون باب اسفنجی هم یه دستی داشته تو 11 سپتامبر. و یا مثلاً تو ایران زمانی که دلار ده هزار تومن شده بود عکس زیر در اومد. این یعنی ایران توطئه کرده بود که دلار رو بکنه 10 هزار تومن؟ نه این فقط یک اتفاق بود.

باب اسفنجی و یازده سپتامبر دلار ده هزار تومن

از این داستان‌ها دربارهٔ پول بیشتر از این‌ها هم بوده. مثلاً کانادا سال‌ها پیش مجبور شد یکی از اسکناس‌های دلارش رو دیگه چاپ نکنه چون مردم می‌گفتن توی موهاش یک شیطان می‌بینن (عکس). یا مثلاً به پول 100 تومنی عکس مدرس می‌گفتن باغ‌وحش چون توش می‌شد روباه و جوجه تیغی دید. و خوب همه این‌ها اتفاق هست، نه چیزی بیشتر از اون.

آواتار
۲۴ مارس ۱۷:۴۵ فاطمه .ح

عالی نوشتی! :))

آواتار
۲۴ مارس ۲۰:۱۰ شیرین عبادی

تقریبا با هرچیزی اینکارو کردن؛ از پول و نقاشی و عکس گرفته تا آیه های قران و اعداد و ارقامش :)))) من به ذهن اینها حسودی م میشه جدا :))))

آواتار
۲۵ مارس ۰۹:۱۳ صـــالــحـــه ⠀

در مورد نیمه اولِ مطلبت کاملا باهات مخالفم چون اگر فقط یک مستند از مستندهای مختلفی که در مورد این مساله ساخته شده رو ببینی، میبینی که بله! شواهد و مدارک بیش از چیزی هست که بتونی انکار کنی که سقوط برجهای دوقلو کارِ کسی غیر از آمریکا بوده باشه. فقط کافیه یه ذره جستجو کنی.

اما در مورد نیمه دوم که اثبات اتفاقی بودن این ماجرای دلاره، به نظرم جالب بود و صد البته نباید مساله‌ای به این مهمی رو به این مسخره بازی‌ها تقلیل داد. کاری که بعضی‌ها نادانسته می‌کنند و آب به آسیاب دشمن می‌ریزند.

دقیقاُ کجای نیمه اولم؟ با کدوم جملش؟
آواتار
۲۵ مارس ۰۹:۲۴ صـــالــحـــه ⠀

یک روز پسر عمم می‌گفت که یازده سپتامبر کار خود آمریکایی‌ها بوده، چون اون روز هزاران کارمند یهودی برج‌ها با هم نیومده بودن. من اون زمان باور کرده بودم و برام خیلی جالب بود؛ اما چندین سال بعد فهمیدم که این حرف حقیقت نداره و شایعه‌ای بیش نیست.

serendipity.blog.ir

آهان. یعنی می‌گی جمله «اون روز هزاران یهودی کارمند برج‌ها با هم سر کار نیومده بودن» درسته و شایعه نیست؟
خوب اگه این طوره، آیا منبع معتبری داری برای این حرف؟
-----------------------------------------
چون چندین روز گذشته و منبع معتبری ارائه نشده اینو می‌نویسم که کسی که این جا رو می‌خونه دچار این شایعه نشه. این گفته دروغ و شایعه هست. سایت اسنوپس (معتبرترین سایت راستی‌آزمایی) در یک مقاله بررسیش کرده و حتی گفته این شایعه از کجا شروع شده. در کل صدها یهودی هم در برج‌ها کشته شدن در اون روز.
آواتار

مطلب سرشاری شده.

یعنی اگه کسی بعد از مطالعه این مطلب، همچنان بر قضیه دلارها پافشاری کنه؛ باید از تکنیک الاغ اسپانیایی بهره برد برای توجیه :)

واقعاً بهره‌ای از استدلال نبردن این عدّه. متاسفانه این باورهای خیالی، در ایران بازار داغی داره. و امثال ر.پ برای خودشون ده‌ها هزار مرید نوجوان و جوان پیدا کردن. کمپین فارس من، 52 هزار تا امضاء جمع شده برای ساخت برنامه نود سیاسی این طیف :) 

https://my.farsnews.ir/c/17371

[G]

البته چون این جا فقط یه وبلاگ کوچیکه گمون نکنم افراد زیادی این پست رو ببینن. امیدوارم به درد چند نفری بخوره خلاصه.
آواتار

پیمان جان، امادگی یه کامنت عجیب غریب رو داشته باش لطفا😁 

من یادمه یه وبلاگی رو میخوندم که نویسنده اش نقاشی های خاص _ شاید عجیبی_ بارگزاری میکرد، پسر مهربونی بود، مکان های خاص و گمنامی که تو تهران پیدا میکرد رو باهامون شریک میشد (مثل کوچه ماه تو انقلاب) و یه سری تصویر کلی از اینکه موزیک میذاشت و قالب وبلاگش چجوری بود:| و! اینکه اگه اشتباه نکنم شما هم میشناختیش! ایا ادرسی از این دوست عزیز داری؟ یا ممکنه سلام منو بهش برسونی؟

سلام. حس می‌کنم پرهام رو می‌گی. متاسفانه مدت‌ها پیش رفت و گفت دیگه نمی‌نویسه و یه نظر خصوصی هم تو وبلاگم گذاشت که من مدت‌ها بعد دیدم چون نمی‌اومدم وبلاگ. بعد از اون نظر دیگه خبری ازش ندارم. در کل آخرین جایین که توش می‌نوشت antrain.blogsky.com/ بود که الان پاک شده.

راستی فکر کنم قبلا ازم پرسیده بودی که آیا هشت‌حرفی وبلاگ جدید زده، اگه نمی‌دونستی بدون الان تو چاپک می‌نویسه.
آواتار

خیلی از حرف هایی که زده میشه یقینا از سر توهمه و بیشتر برای بازارگرمی؛ ولی به قول آل پاچینو توی وکیل مدافع شیطان بزرگترین حربه شیطان این بود که این باور رو به وجود اورد که وجود نداره!

البته این دیالوگ فیلم وکیل مدافع شیطان و یا آلپاچینو نیست. تا جایی که یادمه تو فیلم مظنونین همیشگی دیالوگ کوین اسپیسی بود.
آواتار

دمت گرم پیمان:)) فک نمیکردم با این مشخصات مبهم و غریبی که تو ذهنم مونده بود متوجه بشی در مورد کی صحبت میکنم! مغزمو از یه گرفتگی اساسی نجات دادی!

+ هشت حرفی رو همون موقع وبلاگ بیانش رو بهم گفته بودی. بعدم که شاهد نقل مکانش بود! مرسی که ما رو به عزیزان گمگشته مون پیوند میدی:) 

خواهش می‌کنم.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
سرندیپیتی تنها نام شخصیت صورتی کارتون جزیرهٔ ناشناخته نیست!
«serendipity» کلمه‌ای انگلیسی، با پیشینه ایرانیست که به یافته‌ای نیکو به صورت ناگهانی اشاره دارد. دست‌آوردی اتفاقی و مثبت که جوینده به دنبالش نبوده؛ اما به دستش آورده.
همان‌طور که بعضی آدم ها ناگهان خوشبخت می‌شوند.
همان‌طور که شاید شما یک روز سرندیپیتی خود را بیابید.

پ.ن: واژه سرندیپیتی از واژه ایرانی سرندیپ ساخته شده. سرندیپ به معنای سریلانکایی است.


ذات متن برای خوانده شدن است؛ کپی بدون ذکر منبع مجاز می‌باشد.