تفاوت اردک و مرغابی چیست؟

هیچ فرقی ندارن دوستان! اردک برابر ترکی مرغابی هست که به فارسی راه پیدا کرده. مرغابی هم همون مرغِ آبی هست.

جالبه که معمول شدن واژه ترکی اردک در برابر مرغابی باعث شده خیلی‌ها فکر کنن این دو یکی نیستن و تو ذهنشون گونه انتزاعی‌ای از پرنده به نام «مرغابی» شکل بگیره که اصلاً وجود خارجی نداره. و بامزه‌تر اینه که وقتی سرچ کردم دیدم وب‌سایت‌هایی با انواع ژیمناستیک فکری و ذهنی خواستن تفاوت پرنده مرغابی و اردک رو بگن! درحالی که این دو یکی هستن، یکی فارسیه و یکی ترکی. این هم نشانه‌ای دیگر برای پست چرا زبان مهم است.

فرهنگ معین:

اردک (اُ دَ) [ترکی] (اِ.) مرغابی. یکی از طیور که در آب شنا می کند و در هوا نیز پرواز می کند. منقار پهن ، پاهای پرده دار و پرهای رنگین دارد.

عکس اردک یا مرغابی یا به زبون ما «سیکا»، کنار خونه پدربزگ من، همین امروز، روستایی در رشت.

مرغابی یا اردک یا سیکا در رشت

آواتار
مرغابی میتونه پرواز کنه
ولی به من گفته بودن اردک مثل مرغ نمیتونه پرواز کنه

منم حس می‌کنم معنایی که تو ذهن‌ها شکل گرفته اینه که به مرغابی اهلی بگن اردک.
در کل یادمه ما بال‌های اردکامون رو کوتاه می‌کردیم تا نپرن نرن.
آواتار
۰۵ فوریه ۱۴:۰۴ محمدعلی ‌‌
نمی‌دونستم اردک پرواز می‌کنه. و البته کلا ندیدم پرواز کنه. =)
برعکس من هر سال کلی تو آسمون می‌دیدم که می‌رفتن به دریاچه‌ای نزدیک استراحت کنن.
آواتار
۰۵ فوریه ۱۴:۱۰ محمدعلی ‌‌
البته الان یادم اومد من زیاد توی شهر بودم، درستش هم همینه ندیده باشم :))
آواتار
من الانکه شما گفتین ویکی پدیا رم چک کردم و جالب بود، میگه اردک اسم متداول خانواده ی مرغابی هاست. و مرغابی ها شامل قو و غاز هم میشن.

Duck is the common name for numerous species in the waterfowl family Anatidae which also includes swans and geese
مرسی از چیزی که گفتی شاید درست باشه، من از دید علمی نمی‌شناسم پرنده‌ها رو. ما البته قو و غاز رو به هیچ وجه مرغابی نمی‌گیم.
ولی باید تاکید کنم که انگلیسی زبان دیگه‌ایه و فارسی زبان دیگه. این که duck تو انگلیسی چه معانی‌ای رو در بر می‌گیره به این معنی نیست که «مرغابی» هم باید تو فارسی همون معانی رو در بر بگیره. یعنی اون متن انگلیسی‌ای که دادی درست نیست.
آواتار
درسته. زبانا متفاوتن، ولی چون من همیشه تو ذهنم اردک رو معادل داک و مرغابی رو معادل waterfowl میگرفتم (چون اولی از لحاظ آوایی و دومی از لحاظ معنی جزء به جزء شبیهه) و اینجوری متفاوت میکردم برا خودم. برا همین رفتم چک کردم ببینم تو انگلیسی هم دو تا کلمه ان برا یه چیز یا یک کلمه ان.

و خب تو زبان شناسی من شنیده بودم که میگفتن اگه دو کلمه برای یک چیز وجود داره معنیش اینه که اونا دو تا چیز متفاوتن ( یه همچین چیزی، یعنی میگفت زبان ضرورتی نداره که به یه مفهوم یا چیز دو تا کلمه اختصاص بده)

منم چیزی از دسته بندیا نمیدونم D: ولی مطمئنم به قو نمیگیم مرغابی، به غاز حالا شاید یه درصد :))))
اونی که می‌گی رو تو ویکی‌پدیا فارسی ترجمش کرده «غازسانان»، انگار تخصصیه دیگه.

من به غازم نمی‌گم مرغابی.
آواتار
پس چرا رنگ سر مرغابی کله غازیه؟
رنگ سر مرغابی کله غازیه!؟ یعنی چی؟ سر مرغابی صد تا رنگ مختلف می‌تونه داشته باشه. عکس بده از اون چیز مورد نظرت تا ببینم.
آواتار
فکر کنم داریم اشتباه میکنیم پس. بذارید چیزی تو ذهنم هست رو بگم

این مرغابیه
https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/a/a1/Mallard2.jpg/1200px-Mallard2.jpg

این رنگ کله غازیه
https://parchenegar.com/storage/App/ColorsTextile/000/001/368/image/original/6.jpg

اون اولی یه مرغابیه (یا اردکه) آره. مرغابی سرسبز، یا اردک سرسز.
رنگ کله‌غازی رو مطمئن نیستم. ولی اگه باشه مشکلش چیه؟ یه مرغابی‌ای هست که کلش هم‌رنگ اونه.
آواتار
آخه غازایی که من میشناسم همه‌شون سرشون خاکیه رنگش.
ولی این بحث نباید انقد طولانی میشد :)))) صرفاً سوالی بود که در ذهن من بود. من از نزدیک زیاد مرغابی غاز یا اردک ندیده‌م. فقط برام جالب بود.
من غاز سرسفید و خاکستری و قهوه‌ای و سرسیاه دیدم ولی اون رنگی که تو دادی رو نه. شاید باشه ولی.
این عکس غازهای ماست. امروز گرفتم.
آواتار
چه عکس قشنگی. یاد اردکای بچگی خودم افتادم. من سه تا جوجه اردک داشتم به نام‌های کوچولو و جوجولو و موچولو. که البته همونطور که قبلا گفتم هیچ وقت جرات نکردم بهشون دست بزنم. یکیشون به مرگ طبیعی مرد، یکیشونو گربه برد، و یکیشونم تو درگیری با غازهای محله زخمی شد که مامانم اینا سرشو بریدن و باهاش قرمه سبزی پختن 😑😑 ( حالا من چرا این وسط دارم خاطره تعریف می‌کنم؟ :)) )


جالبه که اُردک ترکیه. نمی‌دونستم. آخه ما یه جور نون محلی داریم که بهش می‌گیم اُردک( البته اُ ش از اون اُ هاست که شما نمی‌تونید تلفظ کنید. ö هست در واقع).
بعد من هر وقت می‌خواستم به دوستای فارس زبانم بگم صبحانه اُردک خوردم می‌موندم چی بگم چون با اُردک اشتباه می‌گرفتن.

من جوجه اردک‌های زیادی داشتم یادش بخیر. گمونم سه تا جوجه هم داشتم که اسمشونو گذاشته بودم «اَگور، پگور، مگور». چه سرنوشت‌های غم‌انگیزی داشتن جوجه‌های تو. منم چندتا بلدرچین داشتم که گربه خوردشون.

جالب شد! کاش اون نون رو بتونم امتحان کنم.
آواتار
۰۹ فوریه ۱۲:۱۸ محمد صالحین
سلام ،
مطالب کلیشه ای و جذابی قرار میدید.
موفق باشید.
آواتار
۱۳ فوریه ۱۷:۳۰ محمدمهدی طاهری
خداوند به شما خیر عطا فرماید
تا حالا فکر می کردم من خیلی خنگم که نمی تونم این دوتا رو از هم تمییز بدم هر کار می کنم :)))
مخلصانیم.
آواتار
معمولا از پست‌های «سرندیپیتی» چیزای جدیدی یاد میگیرم که برام جالبن :) دمت گرم پیمان
قربانت.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
سرندیپیتی تنها نام شخصیت صورتی کارتون جزیرهٔ ناشناخته نیست؛ «serendipity» واژه‌ای انگلیسی با پیشینه ایرانیست که به یافته‌ای نیکو به صورت ناگهانی اشاره دارد. دست‌آوردی اتفاقی و مثبت که جوینده به دنبالش نبوده، اما به دستش آورده.
همان‌طور که بعضی آدم ها ناگهان خوشبخت می‌شوند، همان‌طور که شاید شما یک روز سرندیپیتی خود را بیابید.

پ.ن: واژه سرندیپیتی از واژه ایرانی سرندیپ ساخته شده. سرندیپ به معنای سریلانکایی است.


ذات متن برای خوانده شدن است؛ کپی بدون ذکر منبع مجاز می‌باشد.