شباهت‌های فارسی و انگلیسی

سال‌ها قبل معلم ادبیات مدرسمون گفته بود فارسی و انگلیسی دو زبان با ریشه‌های مشترک هستن برای همین یادگیری انگلیسی برای فارسی زبان‌ها دشوار نیست. بعدها که جسته‌گریخته دربارهٔ زبان‌ها می‌خوندم فهمیدم فارسی در خانوادهٔ بزرگ‌ترین گروه‌زبانی حال حاضر دنیا یعنی زبان‌های هندواروپایی هست(البته در تقسیم‌بندی نژادی زبان) با ریشه‌ای کاملا متفاوت با دیگر زبان‌های رایج در ایران یعنی ترکی و عربی که هر کدوم از دو خانواده کاملا جدا هستن. که خوب این خبر خوشی برای فارسی‌زبان‌هاست چون یادگیری زبان‌های هم‌خانوادش(مثل انگلیسی، اسپانیایی، فرانسوی، روسی، آلمانی و یونانی و...) برای اون‌ها راحت‌تره.

کنج‌کاو شدم تا با کلماتی که در فارسی و انگلیسی شباهت بسیار زیادی دارن آشنا بشم اما موقع جست‌و‌جو فهمیدم که منابع خوب و جمع‌و‌جوری وجود نداره. پس سعی کردم خودم یک منبع باشم.

به مدت یک‌سال هر جا کلمهٔ انگلیسی‌ای شنیدم که شباهت آوایی خوبی با کلمهٔ هم‌معنی‌ فارسی‌ش داشت رو یادداشت کردم و در لیست زیر اون‌ها رو نوشتم. امیدوارم با مرور زمان و کمک بقیهٔ فارسی‌زبان‌ها این لیست کامل‌تر بشه.


توجه: برخی کلمات ممکن است به علت وام گرفتن زبان‌ها از هم شبیه به هم باشند نه ریشه(مثل لامپ و لامپ). من یک متخصص زبان نیستم اما تا جای ممکن سعی کردم این موارد در لیست زیر نباشد. اگر بود تذکر دهید.

فارسی انگلیسی
هاله halo
مادر mother
برادر brother
بد bad
در door
ایده Idea
پردیس paradise
موش mouse
تندر thunder
اسفناج spinach
نام name
ناو navy
لیمو lemon
نارنج orange
شکر sugar
ستاره star
گروه group
لب lip
علیرضا آهنی
خدارو شکر نظرات بازه :)
چه جالب نمیدونستم
کژ تاب
Navy به معنی ناو نیست.. به معنای نیروی دریایی یک کشور یا یک تناژ خاص از رنگ آبیه که در نیروهای دریایی استفاده می‌شه. و البته orange هم می‌شه پرتقال، نه نارنج. نارنج می‌شه bitter orange.
من قبلا دربارهٔ navy از متخصصانش نظر گرفتم. Navy تغییر کاربرد داده و ناو‌گان شده. قبلش navie بوده به معنای قایق. و خوب این دو کلمه بی‌شک هم ریشه و مشترک هستن.
نارنج رو هم خداییش اذیت نکن دیگه! پرتقال و نارنج و ترنج همشون orange هستن. حتی اگه رنگ‌ها هم بگیریم پر واضحه که از یک ریشه ‌می‌یان!!!

در نهایت باید توجه داشت که این لیست یک لغت‌نامه نیست.
sina S.M
€_€ جالبه کمتر این مدل پستا بچشم میخوره معمولا !
من گاهی این مدلی می‌ذارم
کژ تاب
باشه. تسلیم!
به نظرم این نوشته به دردت بخوره:
http://aftab.cc/article/1480
مرسی، دقیقاً به چه دردی؟ دنبال چیزی باید بگردم توش؟
. یاسون .
پدر ما هم از همون عنفوان کودکی مون یادآور می شدن که پیژامه، لغت هم ریشه بین فارسی و فرانسویه :)
.
هندی ها هم گمونم به ستاره میگن «تاره».
.
جالبه در کل و البته طبیعی
پیژامه لغت هم‌ریشه نیست! پیژامه «وام‌واژه» هست. من قبلا دربارش خوندم و داستان خیلی جالبی داره!
پیژامه در اصل یک لغت اصیل ایرانی بوده، «پای‌جامه» و بعد فرانسوی‌ها از ما وام می‌گیرن و بعدش انگلیسی‌ها از فرانسوی‌ها و می‌شه «Pajama» و بعد خود ما از فرانسوی‌ها وام می‌گیریم و شد «پیژامه».
پس پیژامه هم ریشه نیست. وام‌واژه هست.

این داستان تو «صبح» هم تکرار شده. صبح وام‌واژه‌ای هست که عرب‌ها از «پگاه» ایرانی‌ها گرفتن و باز ایرانی‌ها از اون‌ها وام گرفتن و ما الان می‌گیم صبح
Juddy A.
من فکر میکردم که زبان فارسی و عربی خیلی به هم نزدیک باشن و به نوعی هم ریشه.
ولی گویا کاملا برخلاف تصور من بوده!:|
Os fur
زبان شناس ها اصولا زبان ها رو از حیث ریشه به دو دسته حامی و سامی تقسیم می کنن که عربی و عبری از مهم ترین زبانهای سامی ان، و باقی مثل فارسی و زبان های اروپایی رو از حامی می دونن.
می دونی که سام و حام پسرهای نوحن:)
پسران نوح رو می‌دونم. زبان‌های سامی و حامی رو هم شنیدم ولی بعید می‌دونم زبان‌‌شناس‌ها کل زبان‌ها رو به این دو تا تقسیم کنن! با دانش کمی که از زبان دارم فکر کنم این دو تا فقط قسمت کوچکی از کل زبان‌ها رو در بر می‌گیرن.
می‌شه منبع معتبر زبان‌شناسانه‌ای بدی که بتونم دربارش بخونم؟
Os fur
پای درس اصول فقه استاد اینو نقل میکرد، از منبع مشخصی نخوندم، ولی اگر پیدا کردم حتما بهت میگم
خوب اصول فقه منبع خوبی برای یادگیری زبان‌شناسی نیست. گمونم نکنم استاد حرف درستی زده باشه!
ممنون که می‌گی.
زِدْ عِِـچْ آرْ …
فکر کنم tension و تنش هم جزو این دسته باشن
ممنون. این هم به ذهنم اومد اما چون خیلی شبیه هم نبودن گفتم نذارم.
بنیامین بیضایی
یکی از جالب ترین شباهت ها شباهت آدم و حوا در انگلیسی و فارسی هست که در این اواخر به چشمم خورد!
ترجمه آدم و حوا در انگلیسی میشه
Eve and Adam
بازم اگه چیزی پیدا کردم همینجا کامنت میکنم :)
خیلی ممنون ولی آدم و حوا ربطی به این نداره!

آدم و حوا دو اسم مذهبی هست تو مذاهب ابراهیمی. مذهب اون‌ها رو در زبان‌ها جابه‌جا کرده.
ربطی به ریشه زبانی نداره.
شیرین عبادی
منظور از نژاد و ریشه ی زبانی مشترک چیه؟
همین نزدیکی آوایی و مفهومی؟یا مربوط میشه به تاریخچه کلمات؟
نه، زبان‌ها مثل انسان‌ها نژاد دارن.
مثلاً فارسی از نژاد زبان‌های هندواروپایی هست و عربی از نژاد زبان‌های سامی
فاطمه

سماور الان وام واژه محسوب میشه ?
تو لهجه و گویشای مختلف هم میتونین پیدا کنین ،هم ریشه ها رو
قدیما حتی به پنجره تو شهرمون میگغتن آغشکه ، که اینم گویا وام واژه باید باشه
از زبان روسی

کتری هم ریشست ?
سماور یک وام‌واژه هست که از زبان روسی گرفتیم.

و نه :)) به آغشکه چند سال پیش برخوده بودم و یک کلمهٔ اصیل ایرانیه. خیلی جالبه چون فکر نمی‌کردم دوباره بهش بر بخورم اونم تو وبلاگ!

کتری رو نمی‌دونم! اجازه بدین برم توی زبان‌های همسایه و مهم بگردم و ریششو چک کنم. همین جا می‌گم.


پ.ن: طوری که معلومه kettle یک کلمهٔ با ریشهٔ پورتوجرمنیک هست ولی درمورد ریشه‌های قبل از اون اختلافه. ولی انگار از ریشه سانسکریت kvath هست. پس اگه بخوایم زیاد سخت نگیریم بله! این کتری و kettle هم ریشه هستن.
شیرین عبادی
متوجه شدم. فکر می کنم کلمه ی "باغ" هم همینطور باشه. البته اگر معادل انگلیسی باستانش رو در نظر بگیریم. یعنی bouan یا beam.
بنظرم این عقیده که هم نژاد بودن زبان ها باعث میشه افراد در اون نژاد خاص زبان های دیگه رو راحت تر یاد بگیرن تا زمانی درست بوده که زبان ها دستخوش تغییرات نبودن یا تغییرات ناچیزی داشتن. امروزه با این حجم کلمات دخیل و تغییر ساختار کلمات همچنان عقیده ی درستی نیست بنظرم.
نه کاملا درسته :)) و هیچ ربطی به کلمات مشترک نداره!
اگر دقت کرده باشی دستورزبان زبان‌های هندواروپایی متشکل از «بن» هستن اما زبان‌های سامی دستورزبان «وزنی» دارن! یعنی ساختار زبان‌ها از پایه متفاوت هست.

این که زبان‌های هم‌نژاد رو راحت‌تر می‌شه یاد گرفت رو اولین بار توی سایت‌های آموزش زبان خوندم. مثلاً انگلیسی زبان‌ها به سختی می‌تونن عربی یاد بگیرن ولی هندی رو نه! چون هم نژادن.
فاطمه
چه جالب ، پس نیست :)
ممنون
ناشناس
ایست و stop هم هم ریشه هستن.
خیلی ممنون
احتمالاً این طوره : ).
 در کل کلمات هم‌ریشه اندازه یک دنیا ریختن در این دو زبان چون هم‌نژادن.
تو این لیست بیشتر قصدم اینه که کلماتی رو بیارم که هنوز خیلی خیلی شبیه هم هستن از نظر آوایی.
آرش پوردامغانی
این تاریخچه paradise بسی جالب بوده برای من، اگر درست باشد.
که باغ‌های ایرانی در زمان هخامنشیان که پردیس نام داشتند چنان باشکوه بوده‌اند که خارجی‌ها آن جا را بهشت موعود فرض می‌کردن.
به نظرم یافتن چنین روند و تاریخچه‌ای برای هر کدام از کلمات می‌تواند بسی جالب باشد :)
به به به! چقدر جالب بود آرش! مرسی
نقطه
اگه دقیق تر نگاه کنیم ، این شباهت ها زیاد هستن و مختص انگلیسی نیستن ، مثلا سماور ، قوری ، کتری ، کالسکه کلمات روسی هستن که وارد فارسی شدن. اتیشکا ، پوتوشکا ، پامادور اینا هم وارد ترکی شدن.
و اینکه گرامر انگلیسی شباهت زیادی به گرامر ترکی داره. جای فعل و فاعل و صفت ، خیلی شبیه به هم هستن.
شاید اگه با زبان های دیگه اشنا بشیم ، شباهت های دیگت ای هم پیدا کنیم
حس خوبی داره پیدا کردن این شباهتا. وقتی اینا رو میبینم ، حس میکنم مرز ها کمرنگ تر میشن و اگه یکم تلاش کنیم ، شاید از بین برن: )
شباهت‌ها همیشه هست. اما شباهت‌هایی که شما گفتین چیزی نیست که تو این پست بررسیش کرده! شما به یک سری «وام‌واژه» در زبان‌ها اشاره کردین در حالی که این پست دنبال واژه‌های هم‌ریشه‌ای هست که در هر دو زبان در معنای نزدیک و تلفظ نزدیک به هم پیدا می‌شن.
من زبان ترکی رو بلد نیستم اما می‌دونم در تقسیم‌بندی نژادی زبان‌ها کاملا با زبان‌های انگلیسی و روسی تفاوت داره.

پ.ن: البته «کتری» واژه‌ای فارسیه. از روسی وارد نشده.
و «قوری» رو نمی‌دونم فارسیه یا نه، اما فکر کنم روس‌ها اصلاً «ق» ندارن!
فاطمه
خیلی خیلی ممنون بخاطر کتری 🌷
قربانت ♥
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
سرندیپیتی تنها نام شخصیت صورتی کارتون جزیرهٔ ناشناخته نیست!
«serendipity» کلمه‌ای انگلیسی، با پیشینه ایرانیست که به یافته‌ای نیکو به صورت ناگهانی اشاره دارد. دست‌آوردی اتفاقی و مثبت که جوینده به دنبالش نبوده؛ اما به دستش آورده.
همان‌طور که بعضی آدم ها ناگهان خوشبخت می‌شوند.
همان‌طور که شاید شما یک روز سرندیپیتی خود را بیابید.


ذات متن برای خوانده شدن است؛ کپی بدون ذکر منبع مجاز می‌باشد