.

من، جنازه خود بر دوش؛ به دنبال گوری می‌گردم.

شاملو

.

نردبان برای بالا رفتن نبود!

پایین افتاد و مرد…

.

غمگین‌ترین جای مجسمه، لبخندی است که با چاقو تراشیده‌اند.

.

خیلی‌ها هنوز زندن؛ چون کشتن جرمه

هیچ‌کس

.

آن‌ قدر بی‌پول شد که سیگار ترکش کرد.

.

فرزند ناخواسته بود. نه از مادر!… خودش نمی‌خواست.

.

سرباز مُرد

شاه رفت

جوکر حاکم گشت

.

و واقعیت یکی از شکل‌هایی بود که رویا به خودش می‌گرفت

.

دیگر آمدن نامه‌های مریم از سوریه... متوقف شد

.

تنها کسی که در زندگی‌اش دخالت نمی‌کرد؛ خودش بود

۱ ۲
سرندیپیتی تنها نام شخصیت صورتی کارتون جزیرهٔ ناشناخته نیست!
«serendipity» کلمه‌ای انگلیسی، با پیشینه ایرانیست که به یافته‌ای نیکو به صورت ناگهانی اشاره دارد. دست‌آوردی اتفاقی و مثبت که جوینده به دنبالش نبوده؛ اما به دستش آورده.
همان‌طور که بعضی آدم ها ناگهان خوشبخت می‌شوند.
همان‌طور که شاید شما یک روز سرندیپیتی خود را بیابید.


ذات متن برای خوانده شدن است؛ کپی بدون ذکر منبع مجاز می‌باشد