داستان خیلی کوتاه 51

دو گلوله در سرش.

[پلیس گفت خودکشی است]

داستان خیلی کوتاه 42

من، جنازه خود بر دوش؛ به دنبال گوری می‌گردم.

شاملو

داستان خیلی کوتاه 35

غمگین‌ترین جای مجسمه، لبخندی است که با چاقو تراشیده‌اند.

داستان خیلی کوتاه 33

خیلی‌ها هنوز زندن چون کشتن جرمه.

.هیچ‌کس

داستان خیلی کوتاه 32

آن‌ قدر بی‌پول شد که سیگار ترکش کرد.

داستان خیلی کوتاه 29

فرزند ناخواسته بود. نه از مادر!… خودش نمی‌خواست.

داستان خیلی کوتاه 19

شاه رفت؛

سرباز مُرد؛

جوکر حاکم گشت.

داستان خیلی کوتاه 18

و واقعیت یکی از شکل‌هایی بود که رویا به خودش می‌گرفت.

داستان خیلی کوتاه 17

دیگر آمدن نامه‌های مریم از سوریه... متوقف شد.

داستان خیلی کوتاه 15

تنها کسی که در زندگی‌اش دخالت نمی‌کرد؛ خودش بود

۱ ۲
سرندیپیتی تنها نام شخصیت صورتی کارتون جزیرهٔ ناشناخته نیست!
«serendipity» کلمه‌ای انگلیسی، با پیشینه ایرانیست که به یافته‌ای نیکو به صورت ناگهانی اشاره دارد. دست‌آوردی اتفاقی و مثبت که جوینده به دنبالش نبوده؛ اما به دستش آورده.
همان‌طور که بعضی آدم ها ناگهان خوشبخت می‌شوند.
همان‌طور که شاید شما یک روز سرندیپیتی خود را بیابید.

پ.ن: واژه سرندیپیتی از واژه ایرانی سرندیپ ساخته شده. سرندیپ به معنای سریلانکایی است.


ذات متن برای خوانده شدن است؛ کپی بدون ذکر منبع مجاز می‌باشد.