.

تو ستارهٔ دنباله‌دار من بودی.

هر بار که تو را می‌دیدم آرزو می‌کردم.

.

تو هیچ‌گاه برای من دست‌یافتنی نبودی؛ و من در تمامی مدت، با علم به این موضوع تو را دوست داشتم.

الهام گرفته از: فراتر از بودن - کریستین بوبن

.

تقصیر را انداختند گردنش. از زیر پاهایش شانه خالی کردند و دارش زدند.

.

پدر باعث شد نیمهٔ پر لیوان را ببینم، نفهمیدم خود لیوان چقدر زیباست.

.

معلم پرسید: وقتی بزرگ شدی می‌خواهی چی کاره بشی؟

پاسخ داد: من بزرگ نمی‌شم

{چگونه می‌توانیم به محک کمک کنیم؟}

.

«تو زیباترین دختری هستی که تا کنون دیدم»

یک مرد کور گفت

.

آن‌قدر ناگهانی بود که اشک ها هم شوکه شده‌‌بودند

لحظه هایی لب‌ها وامانده‌ بود. پلک ها ایستاده

از آن روز همه‌چیز خاکستری شد.

حتی سفید، حتی سبز

.

همه از او انتظار کارهای غیرمنتظره داشتند.

البته گاهی ازخود رفتار غیرمنتظره‌ای نشان نمی‌داد؛ که این نیز خود غیرمنتظره بود

سرندیپیتی تنها نام شخصیت صورتی کارتون جزیرهٔ ناشناخته نیست!
«serendipity» کلمه‌ای انگلیسی، با پیشینه ایرانیست که به یافته‌ای نیکو به صورت ناگهانی اشاره دارد. دست‌آوردی اتفاقی و مثبت که جوینده به دنبالش نبوده؛ اما به دستش آورده.
همان‌طور که بعضی آدم ها ناگهان خوشبخت می‌شوند.
همان‌طور که شاید شما یک روز سرندیپیتی خود را بیابید.


ذات متن برای خوانده شدن است؛ کپی بدون ذکر منبع مجاز می‌باشد